دسته بندی ها

آخرین ارسال ها

اینستاگرام

مارا دنبال کنید

جزوه آموزش زبان فرانسه_کلمات و اعداد

زبان فرانسه

آموزش زبان فرانسه : Les mots

  1. Observez les magazines, quels mots comprenez-vous?

مجلات را مشاهده کنید، چه کلماتی را می­فهمید؟

  1. Connaissez-vous d’autres mots en français?

آیا کلمات دیگری را به زبان فرانسه می دانید؟

 

 

زبان فرانسه

 

 

 

آموزش زبان فرانسه : آیا می‌دانستید که بخشی از کلماتی که روزانه در زبان فارسی به کار می‌برید از زبان فرانسوی به عاریت گرفته شده‌اند؟

واژه‌های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و به صورت وام واژه درآمده‌اند به فراوان یافت می‌شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده‌است. فارسی و فرانسوی هر دو زبان هندواروپایی هستند و هم‌ریشه‌اند. شماری از این واژگان به همراه اصل فرانسوی آن‌ها در زیر لیست شده‌اند:

الف

آباژور (abat-jour)
آبونمان (abonnement)معادل پارسی سهم مشارکت ساکنین یک آپارتمان یا مجتمع
آبونه(abonnée) معادل پارسی یک سهم مشارکتی ماهانه در مجتمع
آپاندیس(appendice) معادل پارسی نوعی بیماری
آپارتمان (appartement)معادل پارسی ساختمان مسکونی
آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی. به معنی آماس، ورم و التهاب چرکین.
اپل (épaule) به معنی شانه
اپوزیسیون (oposition)معادل پارسی یک گروه سیاسی
اپیدمی (épidémie) معادل پارسی (همه گیر)
آتلیه (atelier)معادل پارسی محل کار هنری
آتو (atout) معادل پارسی نقطه ضعف کسی را پیدا کردن،معنای لغوی برگ برنده
اتوبوس(autobus) معادل پارسی ندارد
اتوماسیون (Automation) معادل پارسی (خودکارسازی)
اتومبیل (automobile)معادل پارسی خودرو
اتیکت (étiquette) معادل پارسی (بر چسب قیمت)
آدرس(adresse) معادل پارسی محل زندگی یا کار، نشانی
ادکلن (eau de cologne)
آرشه(archet) معادل پارسی بخشی از ساز موسیقی ویولون
آرشیتکت(architecte) معادل پارسی مهندس معماری یا عمران
آرشیو (archive) به معنی بایگانی
ارگان(organe) معادل پارسی سازمان
ارگانیسم(organisme) معادل پارسی عملکرد یک سازمان
آرماتور(armature) معادل پارسی اسکلت‌بندی
آریستوکرات(aristocrate) معادل پارسی طرفدار اشراف
آژان (agent) معادل پارسی پاسبان
آژانس (agence)
اسانس(essence) معادل پارسی طعم غذایی
آساسور (ascenseur) بالابر(فرهنگستان اول)، آسان‌بَر (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)

استراتژی(stratégie) معادل پارسی راهبرد
استودیو (studio)معادل پارسی محل کار هنری
اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه کالا
اشل (échelle) به معنی نردبان؛ به معنی مقیاس
آکادمی(académie) معادل پارسی مؤسسه هنری
اکازیون (occasion)معادل پارسی ویژه
اکتبر(octobre) معادل پارسی ماه میلادی
اکران (écran) به معنی صفحه تلویزیون، رایانه یا پرده سینماست.
آکروبات(acrobate) معادل پارسی هنرمند سیرک
آکروباتیک (acrobatique)معادل پارسی حرکات موزون
اکسپرسیونیسم(expressionnisme) معادل پارسی سبکی در نقاشی
اکسیژن(oxygène) معادل پارسی یک عنصر شیمیایی
اکیپ (équipe) به معنی گروه، دسته.
اگزجره(exagérée) معادل پارسی بزرگ نمایی
آلامد(à la mode) معادل پارسی مطابق مد روز
آلبوم(album) معادل پارسی مجموعه عکس
آلرژی (allergie) به معنی حساسیت
آمبولانس(ambulance) معادل پارسی ماشین بیمارستانی
آماتور(amateur) معادل پارسی غیر حرفه ای
آمپول (ampoule)
املت (omelette) به معنی نیمرو.
آناناس (ananas)
آنکادر کردن (encadrer)، معادل فارسی تمیز و مرتب کردن
آنفارکتوس (Infarctus) گرفتگی رگ در یکی از اندام ها و در فارسی معادل سکته قلبی.
آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است. به معنی امتیاز نیز هست.
آوانس (avance)
آوانگارد (Avant-garde) پیشرو
اوت(Août) معادل پارسی ماه میلادی
اُوِرت (ouvert) به معنی باز (open). به معنی باز، گشوده (در، پنجره، کتاب، و غیره) برای انسان به صورت صفت به معنی خوش مشرب
اورژانس (urgence) به معنی فوری، اضطراری (فوریت‌های پزشکی).
آوریل(avril) معادل پارسی ماه میلادی
اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده‌است.
اولتیماتوم (ultimatum)معادل پارسی ضرب‌الاجل
اونیفورم(uniforme) معادل پارسی لباس یکدست کار یا مدرسه یا مؤسسه
ایده (idée) به معنی نظر، عقیده. مثلاً mon idée نظر من.

آموزش زبان فرانسه :

ب
باکتری (bactérie)
بالکن (balcon)
بالماسکه (Bal masqué) = نوعی مهمانی که مهمانان با ماسک صورت خود را می‌پوشانند
بانداژ (bandage)
بانک (banque)معادل پارسی بانک
برانکارد(brancard) معادل پارسی وسیله حمل بیمار
برس (brosse)
برودری(broderie) معادل پارسی نوعی گلدوزی دستی
بروشور (brochure)
بلوار(boulevard) معادل پارسی خیابان بزرگ
بلوز (blouse)
بلوک(bloc) معادل پارسی واحد
بلیت (billet) که در زبان فرانسه «بیه» تلفظ می‌شود
بمب(bombe)معادل پارسی بمب
بوآ (Boa) نوعی از مار
بوتیک(boutique) معادل پارسی فروشگاه
بودجه (budget)معادل پارسی سرمایه
بورژوا(bourgeois) معادل پارسی از طبقه بالای جامعه
بورژوازی(bourgeoisie) معادل پارسی نظام اشرافی
بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده‌است.
بوفه (buffet)
بولتن (bulletin)
بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!

پ

پاپیون (papillon) به معنی پروانه
پارازیت(parasite) معادل پارسی صدای مزاحم
پارلمان(parlement) معادل پارسی مجلس
پاساژ (passage)
پاسپورت(passeport) معادل پارسی گذرنامه
پاستوریزه(pasteuriser) معادل پارسی ضد عفونی کردنپاکت(packet) معادل پارسی جیب یا پاکت نامه
پالت (palette)معادل پارسی تخته ترکیب رنگ در نقاشی
پانتومیم(pantomime) معادل پارسی نمایش بی صدا
پاندول (pendule)
پانسمان (pansement)
پاویون (pavillon) غرفه یا بلوک
پدال(pédale) معادل پارسی پدال اتوموبیل

پرتره (Portrait) معادل پارسی نقاشی چهره
پرستیژ(prestige) معادل پارسی شخصیت
پرسوناژ(personnage) معادل پارسی شخصیت فردی
پروژه (projet)
پروسه (processus)
پروفسور (professeur)معادل پارسی پروفسور
پریز(prise) معادل پارسی پریز برق
پز(pose) معادل پارسی پز دادن. فخر فروشی
پلاستیک(plastique) معادل پارسی پلاستیک
پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.
پلان (plan)معادل پارسی صحنه کار یا نقشه
پلیسه(plissé) معادل پارسی چروک
پماد (pommade)
پمپ(pompe) معادل پارسی مکنده یا تلمبه
پمپاژ(pompage) معادل پارسی با فشار تلمبه فرستادن
پنس (pinces)
پودر (poudre)معادل پارسی پودر
پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.
پونز (punaise)
پوئن (point) به معنای امتیاز
پیپ(pipe) معادل پارسی پیپ کشیدن
پیژامه (pyjama) خود در اصل از فارسی پای جامه لباس خواب
پیست (piste)
پیستوله (pistolet)معادل پارسی وسیله‌ای برای پاشیدن سیمان یا رنگ-تفنگ
پست (Post)

ت

تابلو (tableau)
تاکتیک(tactique) معادل پارسی شیوه کار
تاکسی(taxi) معادل پارسی تاکسی
تلویزیون(télévision) معادل پارسی تلویزیون
تلگراف(télégraph)معادل پارسی تلگراف
ماهی تن (thon)
توالت (toilette)
تومور (tumeur)
تئاتر(théatre)
تیتر معادل پارسی عنوان (titre)
تیراژ (tirage) معادل پارسی شمارگان
تیره یا خط تیره (tiret)

آموزش زبان فرانسه :

د
دانس (Danse) رقص
دانسینگ(dancing) معادل پارسی دیسکو، سالن رقص
دپارتمان(départment) معادل پارسی دپارتمان دانشکده، بخش
دسامبر (décembre) معادل پارسی ماه میلادی
دسر(dessert) معادل پارسی دسر پس از غذا
دکتر(docteur) معادل پارسی دکتر
دکلته(décoltée) معادل پارسی لباس بدون آستین و یقه
دکوراسیون (décoration)معادل پارسی چیدمان منزل یا محل کار
دفرمه(déformé) معادل پارسی تغییر شکل داده
دلار (dollar)معادل پارسی دلار
دلیجان (diligence) نوعی کالسکه
دموده(démodée) معادل پارسی از مد افتاده
دوبلاژ(doublage) معادل پارسی واحد ترجمه فیلم
دز (dose) مقدار
دوش (douche) فعل se doucher و prendre une douche به معنای دوش گرفتن است
دیالوگ(dialogue) معادل پارسی گفتگو
دیپلم (diplome)
دیکته (dictée)معادل پارسی املا یا دیکته

ر

رادیاتور (radiateur)
رادیو(radio) معادل پارسی رادیو
راپورت (rapport)
رب دو شامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.
رزومه(résumé) معادل پارسی سابقه کار
رژیم (régime)
رستوران(restaurant)
رگلاژ(réglage) معادل پارسی تنظیم کردن
رفراندوم (référendum) معادل پارسی همه‌پرسی
رفله(reflet) معادل پارسی بازتاب
رفوزه (refusé)
روبان (ruban)
رُتوش (retouche) معادل پارسی اصلاح نگاتیو عکس – پرداخت (فرهنگستان)
رومانتیک(romantique) معادل پارسی احساساتی
رئال (réel)معادل پارسی واقعی
رئالیسم (réalisme)معادل پارسی واقع گرا
ریمل(rimmel) معادل پارسی ریمل چشم لوازم آرایش

ژ

ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده‌است.
ژاندارمری (gendarmerie)
ژانر (genre)
ژست (geste)
ژله (gelée)
ژنتیک (génétique)
ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.
ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.
ژیله (gilet)

آموزش زبان فرانسه :

س

ساتن (satin)
سالن (salon)
سانتیمانتال (sentimental)

سس (sauce)
سنتز (Synthèse)
سنکوپ (Syncope)
سوژه (sujet)
سشوار (séchoir)

ش

شال(châle)
شاپو (chapeau) کلاه
شارلاتان (charlatan)
شاسی (châssis)
شانس (chance)
شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است
شما (Schéma) به معنی نمودار
شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است
شوک(choc)
شوفاژ (chauffage)
شوفر (Chauffeur) راننده
شومینه (cheminée)
شیک(chic)

ف

فابریک (fabrique) به معنی کارخانه و در فارسی معادل اصل (original).
فلش (flèche)
فراکسیون (fraction) گروه همفکری در داخل یک حزب یا مجمع.

فُرم (Forme) ۱- دیس، شکل، صورت ۲- برگه (برگه‌ای دربردارنده پرسشها یا جاهای خالی برای دریافت اطلاعات از فرد درخواست‌کننده، شرکت‌کننده و مانند آن)

فُرمول (formule) به معنای شکل (فُرم) کوچک شده چیزی مورد استفاده در ریاضی، شیمی و فیزیک

فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.

ک

کاپوت (capot)
کادر (cadre) به معنی قاب و همچنین به معنی تیم اجرایی (مثل کادر پزشکی)
کادو (cadeau)
کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه
کارت پستال به فرانسوی(Carte postale)
کاسکت (Casquette)
کافه (café)
کافه گلاسه (café glacé)
کامیون (camion)
کامیونت (camionnette)
کاناپه (canapé)
کاندید یا کاندیدا (Candidat)
کائوچو (caoutchouc)
کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده‌است.
کراوات (cravate)
کریدور (corridor) راهرو گذر گاه
کلکسیون (collection)
کمدی (comédie) معادل فارسی خنده دار
کنسانتره (concentré)
کنسرو (conserve)
کنکور (concours)
کودتا (Coup d’État)
کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می‌رود.
کورس (course)
کوسن (coussin) به معنی نازبالش
کنگره(congrès)

گ

گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است
گارسون (garçon) گارسون در فرانسوی به معنای پسر است. معادل فارسی خدمتکار
گیشه (guichet) معادل فارسی باجه
گیومه (Guillemot)

ل

لژ (loge)
لوستر (lustre)
لیسانس (licence) معادل فارسی، مجوز/کارشناسی
لیتر (fr:litre)

م

مامان(maman)
مانتو (manteau)
مانکن (mannequin)
مبل (meuble) معمولاً در فرانسه به کمد کشو دار اطلاق می‌شود
مرسی (merci)معادل فارسی ممنون/سپاس
مزون (maison) محل طراحی و دوخت لباسهای شیک و گران
موزه (musée) معادل فارسی دیرین‌کده
مونتاژ به فرانسوی( Montage)
موکت (moquette)
میزانسن (mise en scene)
میلیارد (milliard)
مکانیسم (fr:mecanism)

ن

نایلون (nylon) معادل فارسی کیسه
نمره (Numero) معادل فارسی امتیاز / تراز

و
وانیل (vanille)
ویتامین (vitamine)

ویترین (vitrine)
ویراژ (virage)
ویروس (virus)
ویزیت (visite)
ویزیتور (visiteur)

ویلا (villa)
ویرگول (virgule

ه

هاشور (Hachure)
هال (Hall)
هتل (Hotel) معادل فارسی مهمانسرا / میهمانسرا
هلی کوپتر (Helicoptere) معادل فارسی بالگرد.

 

21 vingt et un

22 vingt -deux

23 vingt-trois

30 trente

31 trente et un

32 trente-deux

Les nombres

1 un

2 deux

3 trois

4 quatre

5 cinq

40 quarante

50 cinquante

60 soixante

70 soixante-dix

71 soixante-onze

72 soixante-douze

6 six

7 sept

8 huit

9 neuf

10 dix

80 quatre-vingts

81 quatre-vingt-un

82 quatre-vingt-deux

90 quatre-vingt-dix

91 quatre-vingt-onze

92 quatre-vingt-douze

11 onze

12 douze

13 treize

14 quatorze

15 quinze

100 cent

200 deux cent

300 trois cent

1000 mille

16 seize

17 dix-sept

18 dix-huit

19 dix-neuf

20 vingt

آموزش زبان فرانسه :

Les lettres

زبان فرانسه

A vous! Epelez votre nom.

برای شما! فامیلی­تان را هجی کنید.

 

Comment vous vous appelez?

نام شما چیست؟

Maxime Joubert

ماکسیم ژوبرت

Vous pouvez épeler s’il vous plait?

لطفا می توانید آن را هجی کنید؟

Oui. J. O. U. B. E. R. T.

بله. J. O. U. B. E. R. T.

La lettre A comme avion (هواپیما), abeille (زنبور)

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

La lettre B comme baleine (وال), bateau (قایق)

زبان فرانسه

 

زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le C comme chaussure (کفش), chameau (شتر), coq (خروس), chat (گربه), crayon (مداد)

زبان فرانسه

زبان فرانسه

زبان فرانسه

زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

Le D comme dauphin (دلفین), dragon (اژدها)

 

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

 

Le E comme éléphant (دلفین), étoile (ستاره), escargot (حلزون)

زبان فرانسه

 

زبان فرانسه

زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le F comme fille (دختر), fleur (گل), fraise (توت فرنگی), fusée (موشک)

زبان فرانسه

 

زبان فرانسه

زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

 

Le G comme garçon (پسر), grenouille (قورباغه), guépard (یوزپلنگ)

 

زبان فرانسه

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

Le H comme hérisson (جوجه تیغی), hibou (جغد), hélicoptère (بالگرد)

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le I comme igloo (کلبه اسکیموها) , île  (جزیره)

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le J comme jouer (بازی کردن), jus de fruit (آبمیوه)

 

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le K comme koala (کوالا), kangourou (کانگورو)

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

Le L comme lutin (وروجک), loup (گرگ), lapin (خرگوش)

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Le M comme maison (خانه), manteau (مانتو،پالتو), mammouth (ماموت)

 

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le N comme nuage (ابر), narval (نیزه ماهی)

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

Le O comme ours (خرس), oiseau (پرنده), otarie (شیر دریایی)

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

Le P comme poisson (ماهی), papillon (پروانه), pingouin (پنگوئن)

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

Le Q comme quatre (چهار)

 

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

Le S comme serpent (مار), singe (میمون)

 

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le T comme triangle (مثلث), tortue (لاک پشت), tigre (ببر)

 

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

Le U comme usine (کارخانه), ustensiles (ظروف)

زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

Le V comme vache (گاو ماده)

زبان فرانسه

 

Le W comme wagon (واگن)

زبان فرانسه

 

Le X comme xylophone (گزیلوفون نوعی ساز)

 

زبان فرانسه

Le Y comme yaourt (ماست)

 

زبان فرانسه

 

Le Z comme Zorro, zéro (صفر), zèbre (گور خر)

زبان فرانسه زبان فرانسه زبان فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of
تماس با ما